اوووووووووووووومدم!
واییییییییییییییییییی.سیلام به همگیییییییییییییییییییییی.>:دی<
اخ دلم واستوووووووووووووون یه ذره شده بود ![]()
این کامپیوتر (...) قربونش برم... ![]()
اول اینکه کامپیوترم شرمنده تک تک برو بچه های نایسی که میان وبلاگم!
میدونم خیلی وقته بهتون سر نزدم میدونم جواب کامنتای خیلی ها رو ندادم!
میدونممممممممممممم
ولی تقصیر من که نیس نتیجه اخلاقی===>پیدا نکنید پرتغال فروشو پیدا کنید مقصر اصلی رو ![]()
حالا اینا رو بی خی خی یه عالمه حرف باهاتون دارم! ![]()
![]()
۸۸/۸/۸چه کردین؟من با دوستای راهنماییم قرار گذاشتم ساعت 8 رفتیم یه رستوران سنتی
بعدش فقط ۱۶ نفر اومده بودن!بیشتریامون هم کسایی بودیم که همین الان هم تو یه مدرسه جمع هستیم !خیلی باحال بود اخر کار که میخواستیم خداحافظی کنیم به همدیگه میگفتیم خب تو یکی که بی خیال فردا تو مدرسه میبینمت!
ولی خدایی خیلی خوش گذشت!![]()
اینجور که مامان یکی از بچه ها تعریف میکرد یه میزی که بقل اتاق ما بود(رستورانش هم میز داشت هم اتاق اتاق بود!ما تو اتاق جمع شدیم!)چندتا پسر دورش نشسته بودن بعدش یکی از پسرا گفته:اینا دانشگایی هستن اینقد سروصدا میکنن؟
اون یکی هم جواب داده نه بابا!دبیرستانی هستن!
دوستش هم گفته نه بابا!دبستانین! ![]()
درهرحال چشم حسودان کور که نمیتونن شادی کسی رو ببینن! ![]()
اخرش هم بابای من که اومد دنبالم همچین فیگور روشن فکرانه ای اومد که همه با هم به معنای واقعی معده هامون تعجب کرد!![]()
خلاصه کلام این بود که بازم از این کارا بکنین هر دفعه هم واسه تنوع جاهاتون رو تغییر بدین! ![]()
![]()
خب حالا بیایم تو زمان حال:من مریضممممممممممممممممممممم
!انفولانزا گرفتم ولی نه خوکی!
به گفته پدر جان رو به موتم!
(اینجوری هستم ولی لبخند ندارم!)به شکماتون صابون نزنین خبری از کباب نیس
! میاین سر قبر یه فاتحه میخونین یه نون و پنیری هم هست دور هم میخوریم میریم دیگه
!عشقو صفا
! هه!ولی نه!من حالم خوب شده![]()
! چند روز پیش خیلی مریض احوال بودم!
ولی خیلی خوب بود!۳ روز غیبت! ![]()
اره دیگه!۳روز مدرسه رو پیچوندیم!این ۳روز پیچانده شده هم پر بود از کتبی!سرخوش از اینکه کتبی ها رو هم پیچانده ایم رفتیم مدرسه دیدیم که ای دل غافل پیچوندن کتبی های معلمین محترم کار هیچ پیچاننده ای نیس ما ها رو پیچوندند و از اونجا که تعداد زیادی از بروبچه ها به علت مریضی مدرسه رو پیچونده بودن کتبی های پیچونده شده رو تو یک روز دیگه پیچاندند !عجب پیچ پیچونی شد!امیدوارم ...پیچ نشده باشین! ![]()
![]()
مخلص کلوم:همه کتبی ها داده شد! ![]()
اینقده باحال بود!روز اولی که بعد مریضی رفتم مدرسه باید کنفرانس امادگی دفاعی میدادم!
بعدش همینجور سر کلاس نشسته بودیم و اینا یهویی معلممون گفت که باید یه روزی ببرمتون که عملی هم یاد بگیرین یه چیزایی رو!بعدش یکی از بچه ها پرسید که اونجا که بهمون اسلحه میدن پنبه هم بهمون میدن که بزاریم تو گوشمون؟
معلممون هم گفت خودتون بیارین خب!
منم گفتم خانم میشه به جا پنبه mp3 بیاریم؟
بعدش عاطی گفت اره خیلی خوب میشه!اونجا بندری هم میایم!
معلممون هم گفت:اره!فرمانده اونجا وایساده که تو واسش بندری بیای!
عاطی هم در کمال ریلکسی جواب داد:فرمانده رو هم میاریم تو راه!
دیگه داشتیم میخندیدم و اینا که من پرسیدم خانم هر وقت قرار شد بریم قبلش به من و عاطی خبر بدین! ![]()
عاطی هم گفت اره دیگه!باید یه سری چیزا رو با فرمانده هماهنگ کنیم! ![]()
بعدش من رفتم کنفرانس دادم خیلی ناراحت کننده بود!
درباره عامل های شیمیایی و مشخصات و علائمش باید کنفرانس میدادم!
همین که اومدم شروع کنم مهسا گفت:خانم نمیشه مهسا این کنفرانسو نده؟اخه روحیش لطیف و پروانه ایه میترسم یه طوریش بشه!
(این روحیه لطیف و پروانه ای رو من تو کلاس رواج دادم!
)منم که حرصم گرفته بودبدون ذکر منبع سرقت فرهنگ ادبی کرده به معلممون گفتم خانم مهسا رو اگه بندازین بیرون کلاس اروم میشه! حداقل یه صفر بهش بدین!
مهسا اینجوری شد:
بعدش که کنفرانسم تموم شد خانم پرسید که میدونین ش.م.ر چیه؟
بعدش عاطی جواب داد مخفف شوش مولوی راه اهن!
منم همونجا که وایساده بودم گفتم وییییینک(ونک) 2 نفر!
بعدش عاطی گفت:جمعش کن بچه برو 2 متر بالا تر وایسا!اینجا خطه شوش مولوی راه اهنه!
معلممون هم گفت :منم خوبم!
(معنی:اگه اجازه بدین حرفمو بزنم!
)
هه!تو کتاب نوشته که روش مقابله با گاز اشک اور!!!! ![]()
اینه که اگه در منطقه سر بسته هستین از اتش استفاده کنین!هه!نویسنده خبر نداره که تو محیط سر باز هم موثره اگه روشن کنیم!
یه سری نویسنده این کتابو هم باید روشنش کنم! ![]()
راستی نمیدونم چرا ولی تا میام قرصایی رو که باید بخورم بشورم بعدش بخورم تو اب حل میشه!
شما میدونین چرا؟
فکر کنم چون جنسش خوب نیست! ![]()
یه چیز تعریف کنم برم! ![]()
![]()
روز دوم مریضیم مامانم بهم قرص داد گفت با اب بخور!منم گفتم اه اه ما اهل این قرتی بازیا نیستیم!هیچ خوشم نمیاد از این سوسول بازیا!
بعدش مامانم اینجوری شد
گفت میدونی اگه با اب نخوری چی میشه؟اینجوری میشه و اینجوری میشه و اینجوری میشه!
مخلص کلوم: که میمیری! دیگه پریدم رفتم با اب خوردم! ![]()
خب چون قول دادم میرم ولی میخواستم بهتون بگم تحقیقاتم درباره اینکه پشه ها روزا کجا میرن به کجا رسیده!
باشه دفعه بعد! ![]()
پ.ن۱:این چند روز خیلی درباره مرگ فکر میکنم اپ بعدیم یه انشا درباره مرگه! ![]()
![]()
![]()
پ.ن2:اونایی که همیشه خبرشون میکردم الان نمیتونم به خاطر اپ جدیدم خبرتون کنم.بعدا(مثلا یه ماه دیگه!!)! ![]()
![]()
هیپ هیپ هورا چی شد پس؟
واسه نوه عزیزم دانیال جووووووووووووووووووووووون:هیپ هیپ هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا![]()
دیگر هیچ!