اخرین پست سال 88

سال ۸۸ جونم ،سلام!

پارسال یه همچین موقع هایی منتظر اومدنت بودم اما حالا...

...شرمنده...:)

این نشون میده چقد این دنیا بی وفا ست!

 حالا که دارم بررسیت میکنم یه لبخندی روی لبامه...مرور خاطره ها...خاطره هایی به شیرینی شکلات و البته بعضی هاشون به تلخی قهوه...

وقتی اومدی من توی یه هتل تو کردستان بودم و داشتم رقص کردی یه گروه معروف رو تماشا میکردم.اونقدر محو تماشا بودم که متوجه گذر ثانیه ها نشدم تا اینکه...

-:۱۰ ثانیه بیشتر نمونده!

هممون با هم :۱۰ ،۹ ،۸ ،۷، ۶ ،۵ ۴ ،۳ ،۲، ۱ بووووووووووووووووووم

اغاز...

دیگه هیچی نشنیدم هتل غلغله بود ...

اینجور بود که توی زندگیم متولد شدی،اما تولد تو برعکس بقیه تولد ها بود ،تو بودی که بزرگ میکردی... گذشتی و گذشتی و با هر لحظه از گذشتنت بزرگم کردی...پرورشم دادی و این بلوغی که میبینی همه و همه توی لحظه های تو بود.

بلوغی که تو این جمله خلاصه میشه:همه ادما حتی بزرگترینشون اشتباه میکنن پس هیچوقت دنبال اندیشه ها نمیگردم ،می اندیشم.

سال ۸۸ عزیزم اتفاقاتی رخ داد مگه نه؟؟؟

تو لحظه های تو ...ادمایی اومدن تو زندگیم ادمایی که میدونستم خدا اتفاقی سر راه زندگیم قرارشون نمیده.ادمایی که وظیفه منه رازشون رو پیدا کنم چون به دنبال خوشبختیم.

تو لحظه های تو... حوادثی رخ داد،سخت و بی انصاف،اما عبرت اموز...اتفاقاتی که راه رسیدن به کمال رو به من نشون داد...این راه اما سخت بود و وحشی ،روحمو رنج میداد و درونم رو ازرده میکرد اما این اس ام اس بهم رسیده بود که:طوفانه که ناخدای لایق میسازه نه یه دریای اروم...و کیه که نخواد لایق باشه؟

و در طول این مدت هدفمو تعیین کردم==>>پروانگی،رها و زیبا،فقط کافیه تحمل کنم پیلگی رو...

سال ۸۸ عزیز با لحظه های تو بود که  فهمیدم که "حق"مثل یه گل...یه گل که به اتهام زیبایی به چیدن محکوم میشه...با لحظه تو بود که فهمیدم زیاد زیستن مهم نیست،خوب زیستن مهمه و توی لحظه های تو بود که ادما رو شناختم...شخناتمشون و نتیجه گرفتم که ادما مثل چای کیسه ای هستن تا تو آب داغ قرار نگیرن شناخته نمیشن.

خیلی فهمیدم نه؟؟؟؟؟نسبت به سالای گذشته؟؟؟؟

سال ۸۸ عزیزم میخوام ارزومو بهت بگم میشه یه لطفی بهم بکنی و حالا که داری میری به گوش خدا برسونی؟؟؟: به دستام نگاه کن.جز یه پارچه سفید چی میبینی؟؟؟چی؟؟؟سبزه؟؟؟نه!این فقط انعکاسی از تجلی و شکوه بهاره که با سفیدی صلح امیخته شده...این پارچه سفید رو هیچکس ندید...اما بالاخره یه روز همین پارچه سفید رو بر بلندا برافراشته میکنم چون این ارزوی منه و میدونم اگه تواناییش در من نبود خداوند در دلم این ارزو رو پرورش نمیداد.

۸۸ عزیز چه لحظه های شیرینی که توی ثانیه هات سپری کردم و شادی و پایکوبی کردم.میبینی فراموششون نکردم چون با اونا بود که زندگیم جریان داشت...:)

راستی بزرگترین اشتباه زندگیم...میدونی که چیه؟شاید جالب باشه واست اگه بدونی:من اسمشو گذاشتم "قشنگ ترین"اشتباه!:X

و در اخر:

سال ۸۸ عزیزم دوستت دارم.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

پ.ن۱:ننه سرمای عزیز متاسفم...کم کم باید جاتو به بهار بدی...حالا میفهمم چرا بهار سبزه!!!

پ.ن۲:یادته؟ پارسال همین موقع ها بود که به شوخی بهم گفتی اندازه یه قرص سرما خوردگی دوستم داری و جدی ترکم کردی...چه زود سرما خوردی...چه زود دلت برام تنگ شد...

پ.ن۳:به سفره هفت سین نگاه میکنم.یه چیزی کمه.دوباره حساب میکنم:سیر سماق سکه سیب سبزه سمنو سرکه ...خدای من درسته ۷ تا سین ولی...چرا احساس میکنم یه چیز کمه...یه لحظه احساسی میشم و تو دلم میگم سبزی حضورش...اره!سبزی حضورت... نبودش به وضوح احساس میشه...پس سنبل رو کجا گذاشتم؟؟؟اهان اونجاست... الان بهتر شد :) (همونطور که قول دادم بهت قلبمو هم میزارم:) ) 

پ.ن۴:معجزه هاتو به نمایش بذار.هر چی که میتونی و آرزومه.هزار و سیصد و هشتاد و نه من،روزها بود که در انتظارت بودم.;)

پ.ن۵:ای دگرگون کننده دل ها و دیده ها / ای گرداننده روزها و شب ها / ای سازنده بودنها و توانایی ها / دگرگون ساز بودنمان را به بهترین بودن ها...سال نو مبارک :)

 

 

 

:) جمله حکیمانه :)

زندگی کردن به اندازه تمیز کردن اتاق من مشکله :)

نه کمتر

              نه بیشتر

                :)

هیپ هیپ هورا + پشه ها روزا کجا میرن

دستا همه بالا

               برقصیم همه یالا

مهسا اگه قشنگه  ولی شیطونه والا!

                                            مهسا نکن شیطونی بسه بازی Heart Smile

                                                نگیر دل خواننده هاتو به بازی

        هرچی بهم گفتین گوش نکردم              دنبال جنبشم هنوز اونو ول نکردم!

ماشا...اعتماد به نفسسسسسسسسبزنین کف قشنگ رو شله شله!!Yah

دالی

۱۵X۲لام به همگی

چطورین شما؟؟؟؟همگی خوبییییییییییییییین؟؟!!؟؟

فکر کنم تا حالا دیگه دستتون اومده که بنده دارم تو فضا سیر میکنم Gun Touting

این چند روزه به خاطر چندتا امتحانی که داشتم تفلون شده بودم عجیب!(این تفلون چند روزه افتاده سر زبونم.فلسفش هرکی نچسب باشه بهش میگم خیلی تفلون شدی)

ولی خب از اونجا که جز ملت غیور و همیشه در صحنه ایران محسوب میشم چندتا شو که لغو کردماون چندتاشم که خدا بزرگ بود بقیش هم  توکل بر خلق خدا!!! (تو این موارد توکل کردن بر خدا مشکل حل نمیکنه!!!)

خب ببینیم برنامه امشب پست مهسا سرخوش چیه!

۱-یه خاطره از محیط مفرح کلاس زبان!

۲-هیپ هیپ هورا های قرضی (خودم میدونم )(کسایی که تازه واردن قضیه رو از تو درباره خودم و وبم بخونن!)

۳-و بالاخره==>>مهسا سرخوش رو میکند پشه ها روزا کجا میرن!!!!!!

خب اول از همه بریم سراغ یه خاطره از کلاس زبان که تازه همین سه شنبه فاینالشو به خیر و خوشی دادم

صحنه:

معلم در حال درس دادن

من در حال گوش کردن!!!(ماشا... شماها بایدمنو الگو قرار بدین!)

هستی در حال...

معلممون:hasti??? in front of your teacher's eyes you are writing something on the wall???

هستی:

من:

معلممون:mahsa read what she wrote on the wall

هستی:noooooooooo!mahsa noooooooo please!if she reads it she will kill me

منم نا اینو شنیدم عین ترقه بلند شدم ببینم سرکار خانم چی نوشته که ==>>من:

خانم:what did she write?

من:

نیلوفر:she wrote mahsa is my donkey!!!

==>>انفجار کلاس==>>همه:

من:(خیلی زور میزدم اینجور نشه:

هستی:

من:

بچه های کلاس:تشویق

و به همین سادگی بنده گشتیدیم!

آخ آخ!!!حالا نوبت چی چی بود؟؟؟چی چی؟؟؟هیپ هیپ هورا؟؟؟؟

اخههههههههههه خیلی زیااااااااااااده!!!

اوکی!نو پرابلم!خودم کردم که لعنت بر خودم باد!!!والا!

از پست اوووووووومدم شروع میکنم!!!

کی اول شده بود؟؟؟کسی یادشه؟؟؟؟

برو هیپ هیپ هورا رو واسه مهندس رنگ خدا (سفر خوش گذشت مهندس؟خسته نباشی )

هیپ هیییییییییییییییییییییپ هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا(ایول مهندس نامبر وان شدی!!!)

تبصره:قبل مهندس دو نفر دیگه نظر داده بودن که تبلیغاتی حساب نمیشه )

نفر دوم:کیه کیه؟؟؟اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی (قرار بود واست هیپ نکشم ولی از اونجا که خیلی نایسم...)

هیپ هیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــپ هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااـFor You(اینم باشه جا ترجمه )

نفر بعدی :شانیییییییییییی جونممممممممممممم Red Hair(شانی طبق ماموریتی که به من محول کرده بودی باید بگم هیشکی جز من و امین تو وبت نرقصید!!!گفتم حواست باشه )

هیپ هــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــپ هــــــــــــــــــــووووووووووووووووورا

نفر چهارم:.**.Srm.**. رضای عزیز :هیپ هیــــــپ هوووووووووووووووووووووراااااااااااااااا

نفر پنجم هم که اقا میلاد شدش:هییییپ هییییپ هوووووووووووووووووووووووووووراااااااااااااااااااااااااااا

و حالا نفر اخر اگه گفتین کیه؟؟؟

.

.

.

خودش میدونه؟؟؟

.

.

مهساااااااااااااااااا جونمه دیگه

یه هورا واسه مهسا جونم که از اخر اول شده:هیــــــــــــپ هــــــــــــیپ هــــــــــــووووووراااااااا

اخیشششششششششششششششش تموم شد بالاخره

و حالا میرسیم با این که پشه ها روزا کجا میرن   

طبق تحقیقات گسترده من (فقط از یه نفر پرسیدم )قضیه از این قراره که :

من:مامان پشه ها روزا کجا میرن؟؟؟

مامان:مهسا برو یه دونه خودکار واسم بیار!!!!

من:جووووووووووووووووووونم ؟؟؟؟ببین مادر جان اینجوری بخواین پیش برین و روحیات لطیف و پروانه ای منو لگد مال کنین فردا پس فردا معتاد میشم بعدش میشم انگل جامعه بعدش هم منو تو کارتون کنار خیابون پیدا میکنین!!!

مامانم:چرا؟؟؟

من:میگم پشه ها روزا کجا میرن میگی خودکار بیارم!!!

مامانم:پشه ها؟؟؟؟اهان!پشه ها مثل تو میمونن!شب که میشه میرن دم گوش ملت وز وز میکنن بعدش دم دمای صبح وقتی خوب طرفو از خواب بی خواب کردن با خیال راحت خودشون میگیرن میخوابن!!!

.

.

.

.

.

حرفی واسه گفتن ندارم!!فقط یه چیز کلینیک ترک اعتیاد خوب میشناسین؟؟؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comخودتون که خوب میدونین نجات یه فرد معتاد نجات یه جامعست!!!

و دیگر اینکه...حرفی نیست!!!تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com)

پ.ن:سال نو نزدیکه...نزدیک نزدیک...ولی واسه من چه فرقی میکنه؟واسه من چه فرقی میکنه که چند روز دیگه عید باشه یا چند ماه دیگه...وقتی تو نیستی ...

صدای خنده تلخت که میگی "به جا من سر سفره هفت سین گل سنبل بذار"تو گوشم تکرار میشه و قلبمو به درد میاره...قلبم...؟؟؟قلبم...درسته...چرا قبلا به فکرش نیوفتاده بودم؟؟؟دستمو میزارم رو قلبم حضورتو احساس میکنم لبخندی از سر رضایت میزنم و تصمیم میگیرم که...

امسال سفره هفت سینمون یه "ق"هم داره میخوام به پاس حضورت ...به پاس عشقی که بی دریغ بهم هدیه کردی...به پاس حضورت... قلبمو بذارم سر سفره.

امسال اولین سالیه که نیستی...ترسی تمام وجودمو پر میکنه که نکنه اخرین سال نباشه...نکنه...نکنه...:-|

                                                

نظر سنجی!

 من چه خوشم!

همینجوری پست میزارم بدون نظر دونی

برین تو تظرسنجی که گذاشتم شرکت کنین!

به گزینه ها هم نخندین هرکدوم از اینا عالمی داره واسه خودش!!!

گزینه یکی مونده به اخرو عشق است و صفا!!

دلتنگتم

 وقتی بهم میگی "‌پَتان"میخوام لپتو بگیرم ماچ کنم! 

حیف که نمیشه!!!

i miss you a lot!

 

:)) + عیدتون مبارک!!!

به این مکالمه من و فادر جان توجه کنین(مامان جان رو فرستادیم مسافرت!دخی و بابا...صفا سیتی):

بابا:مهسا بیا اینجا من ظرف ها رو میشورم تو اب بکش!!!()

من:ایشششش!بابا این جور که نمیشه یا من ظرفا رو میشورم(بابا:) یا قربون دستتون  دیگه همه کارشو خودتون بکنین!!!

بابا:

من:بابا گرسنمهههههههههههههه

بابا:خب حداقل برو نهار رو گرم کن!!!(مامانم نهار پخته رفته!)

من:بابا گرسنممممممممممم نیست!!!

بابا:خدایا توبه!!!(ترجمه:خدایا چه گناهی به درگاهت انجام دادم که این چنین باید مجازات بشم؟)

من:

تبصره:یه بار دیگه هم وقتی مامانم رفته بود مسافرت یکی از معلم هام گفتش که:خب دیگه تو شدی زن خونه!!!

من:نه!!!بابام شده!!!

پ.ن۱:مامانم واسه شام هم واسمون چیزی درست کرده.حالا به این مکالمه توجه داشته باشین:

بابا:میدونی مهسا اصلا وجدانم اجازه نمیده بدون مامانت این غذا های سالم و مقوی واینجوری: رو بخورم!!()

من:خب؟؟؟

بابا:بیا ازشون ساندویچ درست کنیم امشب که میریم سینما!!! بفروشیمشون با پولش بریم آت و اشغال بخوریم!!!!

من:پایه ام حسابی

بابا:

 

خب دیگه تولد حضرت محمد و امام صادق رو به همه بچه مسلمونا تبریک میگم!!!            

 

به علت بدهکار بودن یه عالمه هیپ هیپ هورااااااااااااا از فعال کردن نظر خواهی معذوریم

وقتی یه مسئله رو اعصاب من رقص باله میره...

بهزاد در ازمایشگاه فیزیک پس از انجام یک ازمایش به داده های زیر دست پیدا کرده است:

۲۰۳۹/۲۰۷۳/۲۰۱۶/۲۲۰۲/۲۰۹۶/۲۰۲۰

-میانگین و میانه و مد را برای داده های زیر به دست اورید.

-پس از بررسی مجدد داده ها بهزاد (درد وبلام بخوره تو سرت )متوجه شد (بمیری متوجه نشی!)که به جای ۲۲۰۲ باید ۲۰۲۲ ثبت می شد.او این تغییر را در لیست خود اعمال نمود!!!

-میانگین مد و میانه را برای لیست جدید داده ها به دست اورید!!!

  نقد مهسا سرخوش بر این مسئله:اخه مردیکه!!!چشمت کور!!!نمیتونستی مثل ادم نگاه کنی ببینی چی چی اخه داری ثبت میکنی که من محبور نباشم دوباره حساب کنم!!!

مهسا سرخوش در حالت منطقی:چشم خودت کور که این وقت شب (۲۳:۵۲)نخواسته باشی مسئله امار حل کنی!!!

یکی به من بگه اینقد درس نخونم!

پ.ن:این تیکه پازل گوساله هم هیچ جور خیال پیدا شدن نداره!!!(حالا غصه نخور حساب تو رو هم میرسم)

مثل یه تیکه پازل

... مثل یه تیکه پازل میمونه

شده تا حالا یه پازل درست کنین بعدش متوجه بشین که یه تیکش گم شده؟؟؟؟

با وجود اینکه هیچ  احساس خاص و هیچ وابستگی به اون تیکه گم شده ندارین ولی ترجیح میدین و دوست دارین باشه چون جزئی از پازله...پازل با اون کامله.

حالا" ..." توی زندگی من مثل یه تیکه پازل گمشدست ...جزئی از زندگیمه که  میخوام باشه...

و من همچنان دپم...

:(

بعد اضافه شد۱: گفتم شاید دلتون بخواد درباره این پست نظر بدین... نظرخواهی رو فعال کردم ===>غیر از نظر مربوط به این پست هیچی ننویسین اگه خواستین چیز دیگه ای بگین برین نظردونی پست قبلی!