سنیوریتا نترس از عاشق شدن بیا...اون با من!
داستان اول:
یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود ، ازش پرسید:
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
پسر گفت: دلیلشو نمیدونم... اما واقعا دوست دارم
دختر باز پرسید: تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی...؟
پس چطور دوستم داری؟ چطور میتونی بگی عاشقمی؟
پسر باز پاسخ داد: من جدا دلیلشو نمیدونم ، اما میتونم بهت ثابت کنم
دختر با لجبازی گفت: ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی...
پسر جواب داد: باشه...باشه!!! میگم...
چون تو خوشگلی،
صدات گرم و خواستنیه،
همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی،
با ملاحظه هستی،
بخاطر لبخندت،
دختر از جواب های اون خیلی راضی و قانع شد!؟!
متاسفانه، چند روز بعد اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت...
پسر به عیادت دختر رفت و نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون:
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا میتونی حرف بزنی؟
نه! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم٬ بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی... پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اما حالا نه میتونی بخندی، نه حرکت کنی... پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل می خواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟
نه! معلومه که نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
این هوسه که کمتر و کمتر میشه
و از بین میره...
عشق خام و ناقص میگه: "من دوست دارم چون بهت نیاز دارم"
ولی عشق کامل و پخته میگه: "بهت نیاز دارم چون دوست دارم"
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
داستان دوم:
پسر به دختر گفت:اگه یه روزی به قلب احتیاج داشتی اولین نفری هستم که میام با تمام وجود قلبم رو تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت خیلی ممنون.
تا اینکه یه روزی این اتفاق افتاد.دختره حالش خیلی بد بود و نیاز فوری به قلب داشت.از پسر خبری نبود دختر با خودش میگفت:تو که میدونستی من هیچ وقت نمیذاشتم تو قلبت روبه من بدی وخودت رو به خاطر من فدا کنی ولی این بود اون حرفات؟تو حتی برای دیدن من هم نیومدی!؟شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم!؟دختر اروم گریه کرد و دیگه هیچی نفهمید.وقتی که چشماش رو باز کرد دکتر بالای سرش بود و گفت:پیوتد قلب به خوبی انجام شد در ضمن این نامه هم برای شماست!نامه رو گرفت ولی هیچ اثری از اسم روی پاکت نبود!نامه را باز کرد و خواند:سلام عزیزم الان که ای نامه رو میخونی من در قلب تو زنده هستم.از دستم ناراحت نشو اگه بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام نمیذاری قلبمو بهت بدم پس نیومدم تا بتونم این کار و انجام بدم امید وارم حالت خوب بشه عزیزم. ( عاشقتم تا بینهایت ) و دختر غمگین از این که چرا هیچوقت نخواست حرف های او را باور کند...!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حالا ببینیم تحلیل مهسا سرخوش چیه؟!؟!؟!![]()
خب این ۲ تا داستان کمی تا قسمتی تخیلی بودن
اما خب همونطور که میدونن تخیل هم یه ریشه ای از واقعیت داره یا به قول معروف:تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها!!!!!![]()
خب حتما یه چیزکی بوده!!! (پسرا میتونن از خودشون دفاع کنن!!!![]()
)
یکی از مشکلای الان دخترای ما همین چیزکیه دیگه!!!این که نمیتونن اعتماد کنن به طرف مقابلشون!!!اینکه میترسن نکنه عشق طرف مقابل نسبت بهشون یه هوس باشه!که تموم بشه!!!اینم تقصیر اونا نیست تقصیر پسراست!!!(بازم پسرا میتونن از خودشون دفاع کنن!!!![]()
)
به قول شکسپیر(شکسپیر میگه!من نمیگم!پس از دست من ناراحت نشین!) که میگه از کودکی به پسرانتان شیر سگ بخورانید شاید در بزرگسالی وفادار شوند!!!!حالا ببینین چی شده که شکسپیر با اون احساسات لطیف و پروانه ایش تو سال هزار و پانصد و خورده ای این حرفو زده!!!حالا که دیگه سال ۲۰۱۰هستش و دیگه...اصلا وفا چیه؟؟؟!!!؟؟؟
ولی خب according to دوتا داستان بالا هنوزم میشه امیدوار بود!!!!![]()
دیگه اینکه اعتماد بکنین و نکنین به خودتون بستگی داره!!!!فردا پس فردا ننه باباهاتونو برندارین بیارین وب من که این سرخوش گفت اعتماد کنین!!!!![]()
و اما میرسیم به بحث ابراز علاقه!!!!یکی از بزرگترین مشکلات واسه یه دختر!!!
دو نوع داریم :یکی میشه اینجوری که بیچاره رو تا حد مرگ ضایع میکنه!!!!که مثلا امیدوارم پسره حالیش بشه که استدلال من اینه:"اگر با دیگرانم هست میلی...چرا بر تو میزنم ضد حال خیلی"![]()
که این هم دو حالت داره یا پسره حالیش میشه یا اینکه نه باو تازه از دختره متنفر میشه!!!![]()
تبصره:خیلی وقتا هم دختره از سر نفرت داره ضدحال میزنه!!!تشخیصش با شما!!!![]()
و حالا نوع دوم که دیگه قر و قمیش و چشمک....
(استغفر...!!!)
که این دیگه پسره از هر ده کوره ای اومده باشه حالیش میشه دیگه...نمیشه؟؟؟![]()
ولی حالا اگه بخوایم جدی به مسئله ابراز علاقه دختر به پسر نگاه کنیم!!!!(تا حالا مگه شوخی بود!؟!؟
)اینجوریه که: خب راستشو بخواین تو تربیت خانودگیمون نیست!!!ایرانی ها اینجور دختراشون رو بزرگ کردن که نجیب و باوقار باشه و کلا این کار ها رو درست نمیدونن!!!تازه خود پسره هم...به نظر من این مهمه که نگاه کنین ببینین طرف مقابل چقدر open mindهستش ولی بازم...جون به جونش کنن ایرانیه!!!
من مخالف نیستم چون اگه بخوایم تاریخچشو هم نگاه کنیم حضرت خدیچه به حضرت محمد ابراز علاقه کردن دیگه!!در حد خاستگاری تازه!!!
تبصره:حضرت محمد پاکدامن بودن و امین!!!همچین پسری پیدا کردین معطل نکنین یهو از دست بره!!!
تازشم که ادم دزدی نکرده که از عاشق شدنش شرمنده باشه!عاشق شده!
ولی بازم میگم:تو تربیت خانوادگیمون نیست...واسه همینه که به این جمله معتقدم"لیلی نام تمام دختران زمین"ما دخترا تا چشامونو باز کردیم عاشق بودیم(یا در حد طرفدار یه بازیگر یا در حد پسر همسایه!!!!) ولی ابراز علاقه تو تخصص ما دختر ایرانی ها نبوده!!!که ایشا...با پشتیبانی همدیگه میخوایم یه کاری کنیم که تخصص که هیچی در حد دکترا بشه!!(چه فرقی داشت؟؟)!!!![]()
تبصره:حالا بلند نشین فردا تو کوچه خیابون از هر پسری خوشتون اومد خاستگاری کنین ها!!!گفتم که یه چیز تو مایه های حضرت محمد!!!![]()
![]()
![]()
خب دیگه:
سنیوریتا بیا تو لیلی بشو مجنون...
جلل خالق!!!نکنه توقع دارین مجنون هم با من باشه؟!؟!
حالا درسته وبلاگ من امکاناتی رو ارائه میده که نظیرش تو هیچ وبلاگ دیگه ای پیدا نمیشه ولی نه دیگه تا این حد!!!
عجبا!!!مردم چه توقعاتی دارن!!!
!تازه مجنون هم میخوان تو این اوضاع بی شوهری!!!![]()
![]()
ایشششششششششش!![]()
راستی پسرا قاط نزنن!واسه اونا هم پست دارم!!!
تا ببینم چقد بچه های خوبی هستین!!(تعداد نظرات![]()
![]()
)
پ.ن۱:جون خودم یه پست میزارم فقط واسه هیپ هیپ هورا و اینکه پشه ها روزا کجا میرن!!!
پ.ن۲:مرسی از اینکه خیلی هاتون بهم سر میزدین تو مدتی که تعطیل بودم!!!![]()
پ.ن۳:برگشت خودمو تبریک میگم!!!
پ.ن۴:چه برگشتی! عشقووووووووووووولانه!!!![]()
![]()
پ.ن۵:روز عشاق ایرانی مبارکککککککککککککککککککک!
(خدا جونم ما که نه امروز نه ولنتاینش از هیچ جنس مذکری کادو نگرفتیم!!خودت کادومونو بده!!!!![]()
===>>کتبی شنبه رو ۲۰ بشم!
)
دیگر هیچ!